ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

661

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( انكفّت واستكفّت ) : دور مىزند ( زاح وانزاح ) : دور شد ( نصاب ) : أصل ( تنصّل من الذّنب ) : از گناه دورى جست ( عبّ ) : نوشيدن بدون وقفه ( خسوه ) : يك مرتبه احساس كردن ( جلاد ) : جنگ با شمشير ( هبول ) : زن فرزند مرده ( هبل ) : گريان [ ترجمه ] « آگاه باشيد كه شيطان جمعيّت خود را برانگيخته است وهمهء امكانات خود را فرآهم ساخته تا ستم را به جاى اوّليهء خود بازگرداند وباطل را به أصل خود رجوع دهد . به خدا سوگند ( طلحه وزبير ) از هيچ ناروايى بر من دريغ نورزيدند وميان من وخودشان انصاف را رعايت نكردند . آنها از من حقّى را مطالبه مىكنند كه خود ترك كرده‌اند وتاوان خونى را ( خون عثمان ) كه ريخته‌اند از من مىخواهند . بر فرض كه من شريك آنها در خون عثمان باشم باز مكافات سهم آنها بر خودشان قرار دارد ، واگر آنها بدون دخالت من خون عثمان را ريخته‌اند كيفر اين عمل بر خود آنهاست . بزرگترين دليل آنها بر عليه خودشان است . از مادرى شير مىخواهند كه از شير دادن باز ايستاده است ، مىخواهند بدعتى را زنده كنند كه مرده است . اى دعوت كنندهء نوميد ؟ دعوت كننده كيست وچه جواب مىشنود ؟ من حجّتى را كه مورد رضايت خدا باشد از آنها مىپذيرم واگر نپذيرند تيزى شمشير را بر آنها خواهم نهاد ودر اين حالت شمشير بهترين پاسخگوى باطل وياور حقّ است . تعجّب اين است كه آنها به من پيام فرستاده‌اند كه براي كارزار آماده باشم ودر مقابل ضرب نيزهء آنها مقاومت داشته باشم . گريه كنندگان به حالشان بگريند . من چه وقت از تهديد به جنگ ترسيده‌ام ؟ وچه وقت از ضرب شمشير ونيزه فرار كرده‌ام ؟ من به پروردگارم يقين داشته وشبهه‌اى در دينم ندارم كه از جنگ بترسم » . [ شرح ] ( 5095 - 5077 ) بيشتر اين خطبه از خطبه‌اى است كه قبلًا يادآورى كرديم كه وقتي امام ( ع ) شنيد طلحه وزبير بيعت خود را شكسته‌اند ايراد فرمود . در اين خطبه كم و